با پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي در شكلگيري نهادهاي انقلاب نقش داشت و در سال 68 به سمت رئيس آموزش و پرورش كاشمر و سپس مسوول آموزش و پرورش منطقه احمدآباد مشهد منصوب شد و در سال 70 از سوي مردم كاشمر به نمايندگي دوره چهارم مجلس شوراي اسلامي انتخاب شد و اين انتخاب سه دوره تكرار شد كه تا مجلس ششم ادامه داشت. وي در دوره چهارم و پنجم، عضو كميسيون اقتصاد و دارايي مجلس و در دوره ششم عضو كميسيون برنامه و بودجه بود و در مجلس ششم، نايبرئيس كميسيون تلفيق برنامه 5 ساله توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مجلس بود. دكتر محمدرضا خباز در حال حاضر با راي چشمگير مردم كاشمر در مجلس هشتم حضور دارد. گفتوگوي سحام را با ايشان ميخوانيم.
حزب اعتماد ملي چه تفاوتها و تشابهاتي با ساير احزاب اصلاحطلب دارد؟
اولين تفاوت اين حزب با بقيه احزاب در اين است كه حزب اعتماد ملي در خارج از قدرت تشكيل شد و علاوه بر تكيه بر آموزههاي ديني كه سياست ما عين ديانت ماست و نميتوان نسبت به مسائل داخلي و خارجي بيتفاوت بود بر تودههاي مردم تكيه نموده است؛ بدين معني كه اين حزب از پايين به بالاست، نه از بالا به پايين و تشكيل دفاتر 30 گانه استاني و هستههاي مركزي 250 شهرستان تاكنون گوياي اين حقيقت است كه قرار است نظرات مردم كه كارشناسي خواهد شد توسط حزب نمايندگي شود. دومين ويژگي اين حزب آن است كه منشأ پارلماني دارد، يعني دبيركل آن دو دوره رئيس قوه مقننه بوده و تعداد زيادي اعضاي موسس و شوراي مركزي، يك يا چند دوره نمايندگي مردم را در سابقه پرافتخار خويش دارند و علاوه بر آن مديران مجرب خوشسابقه در حزب فعاليت ميكنند كه دستمايه گرانسنگي براي خدمتگزاري به ملت شريف خواهد بود.
سومين تفاوت اينكه در رأس اين حزب، مجتهد خط امامي ميباشد كه بيش از 48 سال است كه در مسير امام قدم بر ميدارد و خوشبختانه در ايام طولاني حتي ذرهاي از خط امام عدول نكرده و چون از ياران و معتمدان معمار كبير انقلاب بوده و هست، يك پشتوانه قوي براي جلب افراد متدين اين كشور است، زيرا مردم ميخواهند اطمينان داشته باشند كه حزب در آينده مسيري انحرافي را طي نكند.
تشابهات اين حزب با بقيه احزاب اصلاحطلب عبارتند از التزام عملي به قانون اساسي و باورهاي ديني و غيره.
به چه عللي اصلاحات در گام اول خود- دوران رياستجمهوري آقاي خاتمي از 1376 تا 1384- با عدم اقبال عمومي مواجه گرديد و به دولت آقاي احمدينژاد منتهي شد؟
آفتاب آمد دليل آفتاب. همين سوال ضرورت حزب را براي ما مشخص ميكند، يعني اگر حزب مقتدري وجود ميداشت چنين شرايطي به وجود نميآمد بنابراين نداشتن سيستم تصميمگيري براي هماهنگ نمودن نيروهاي اصلاحات باعث به وجود آمدن شرايط جديد شد. اين سنت الهي است كه خداوند سرنوشت جامعه را تغيير نميدهد مگر اينكه مردم براي تغيير سرنوشت خويش تصميم بگيرند بنابراين بايد گفت خودم كردم كه ... بر خودم باد.
به نظر شما پيگيري اصلاحات در شرايط فعلي با چه اولويتها و ويژگيهايي امكانپذير است؟
اصلاحطلبان بايد اولا از گذشته عبرت بگيرند؛ فاعتبروايا اولي الابصار. ثانيا نقاط ضعف گذشته را كه مورد غفلت قرار گرفته بود جبران كنند. ثالثا در بين افراد متدين اعتمادسازي كنند تا همگان بدانند اگر اصلاحطلبان به قدرت رسيدند مجددا دچار اشتباهات فاحش گذشته نخواهند شد. رابعا نيازهاي جامعه را اولويتبندي كنند و بر مبناي اولويت جامعه به آنان بپردازند. خامسا افراد تندرو را نصيحت كنند تا مجددا به تندروي مبتلا نگردند.
اولويت و هدفگذاريهاي عملياتي حزب اعتماد ملي در سال 1386 متوجه چه بخشي از فعاليتهاي اجتماعي بود؟ و با چه اهدافي؟
خوشبختانه حزب اعتماد ملي تاكنون در اتاق فكر - كه همه هفته در حضور آقاي كروبي تشكيل ميشود- به جمعبنديهاي بسيار خوبي رسيده است و برمبناي اهميت مسائل درصدد ارائه مانيفست حزب براي انتخابات هستيم، لذا مانيفست آموزش و پرورش در شرف چاپ و تقديم به افكار عمومي است. بقيه برنامههاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي هم در اولويتهاي بعدي حزب ميباشد.
حزب اعتماد ملي خود را به عنوان يك حزب فراگير معرفي ميكند، منظور شما از فراگير چيست؟ آيا در تحقق بخشيدن به آن موفق بودهايد؟
فراگير به منزله اين است كه آحاد ملت بتوانند در حوزهها و شعب حزب در سراسر كشور حضور پيدا كنند، به اميد روزي كه از داخل هر منزل ايراني يك پرچم حزب اعتماد ملي برافراشته شود و پرچم خدمتگزاري را به دوش بكشند. براي تحقق همين هدف اصرار بر اين است كه هستههاي شهرستانها تا قبل از انتخابات تشكيل شود و در صورت امكان به مراكز بخشها و در نهايت مراكز دهستانها و روستاهاي پرجمعيت هم نفوذ كنيم انشاءالله.
به نظر شما پس از پشت سر گذاردن تجربههاي تلخ گذشته، رمز موفقيت دوباره اصلاحطلبان چيست؟
اول اينكه نيازهاي واقعي مردم را شناسايي كنند. دوم اينكه براي حل مشكلات مردم بهويژه مشكلات اقتصادي، راهكارهاي منطقي ارائه نمايند. سوم اينكه نسبت به دوران قدرت آسيبشناسي كنند تا مجددا دچار اشتباهات گذشته نشوند. چهارم اينكه از افراد تندرو كه موجبات اين همه گرفتاريها را فراهم نمودند برحذر باشند. پنجم اينكه باب گفتوگو با بقيه اركان كشور را بگشايند تا زمينه تعامل بيشتري فراهم شود.
چرا مردم به عنوان موضوع و موتور محرك احزاب در كشور ما رغبت چنداني به مشاركت در فعاليتهاي حزبي از خود نشان نميدهند؟
احزاب قبل از انقلاب يا وابسته به بيگانگان بودند مثل حزب توده يا وابسته به رژيم ستمشاهي، مثل حزب رستاخيز و دو گروه مسير انحراف و سرسپردگي و خواري ملت و مملكت را به ارمغان آورده بودند، لذا ما وارث اين بدرفتاريهاي سياسي با مردم هستيم و همين سابقه ذهني نامناسب باعث عدمرغبت مردم نسبت به احزاب شده است، ولي با تلاش صادقانه و اعتمادسازي ميتوان بر اين عقبه سنگين فائق آمد.
چرا ساختار قدرت در جمهوري اسلامي ايران، عليرغم تصريح قانون اساسي، عملا نقش و جايگاه چنداني براي تحزب قائل نيست؟ مثلا چرا بسياري از مسوولان بلندپايه در اظهارنظرهاي رسمي به احزاب حمله كرده يا افتخار ميكنند كه عضو هيچ حزب يا تشكل سياسياي نيستند و يا اينكه از مجراي فعاليتهاي حزبي به قدرت نرسيدهاند؟
اولا كسي نيست كه در كشور پهناور ايران، بدون حمايت تشكلهاي سياسي به قدرت برسد البته ممكن است اين تشكلها مرئي و يا نامرئي باشند، ممكن است شناسنامهدار يا بدون شناسنامه باشد؛ پس پيروزي منهاي پشتوانه گروهي براي افراد معمولي امكانپذير نيست. ثانيا حزبي نبودن افتخار نيست بلكه اداره كشور با سيستم ممكن و ميسر است. ثالثا عدهاي ميترسند اگر نورافكن احزاب به عنوان ناظر عمومي روشن شود نقطه تاريكي در كشور باقي نميماند كه بتوان نامناسب عمل نمود. رابعا رسيدن به قدرت تلاش ميخواهد و بايد هر روز در معرض پاسخگويي مردم قرار گرفت. خامسا براي كشور بايد برنامه دقيق علمي قابل دفاع ارائه نمود كه اين هم براي كساني كه مايل هستند مديريت هياتي داشته باشند قابل پذيرش نيست.
دو مدل تحزب در جهان شناخته شده است؛ دوحزبي و چندحزبي، اما در كشور ما بيش از 150 تشكل سياسي و حزب قانوني و تعداد زيادي هم غيرقانوني وجود دارد. به نظر شما علت اين همه تنوع چيست؟ و آيا ادامه اين وضعيت به كارآمدي فرآيند تحزب منجر خواهد شد يا نه؟ چرا؟
بعد از اينكه مدتها شرايط تشكيل حزب در كشور وجود نداشت، از دوم خرداد اين شرايط به وجود آمد و چون مدتها فعالان سياسي در انتظار تحقق حزب به سر ميبردند، هر گروهي كه در خود توانايي ميديد به فكر تشكيل حزب افتاد و مهمتر از همه اينكه اين سير تاريخي را بايد سپري كنيم تا اين تجربه ذيقيمت را بهدست آوريم و همگان به اين نتيجه برسند كه بايد رودهاي كوچك به هم بپيوندد تا نهري قوي و پرخروش ايجاد گردد و اين احتمال هست كه ظرف چند سال آينده به چند حزب و در نهايت دو حزب مقتدر خلاصه شود؛ البته بايد حقوق همه را رعايت نمود.
فعاليت حزبي در كشور ما با ساير كشورها چه تفاوتها و تشابهاتي دارد؟
تفاوتهاي احزاب در كشور ما و ساير كشورها در مرحله اول در نحوه شكلگيري است. ما سابقه زيادي در تشكيل حزب نداريم در صورتي كه در بعضي كشورها اين سابقه، بيش از 100 سال است و به همين دليل داراي حزبهاي توانمندي هستند. تفاوت بعدي اين است كه نگاه به احزاب بين ما و ساير كشورها فرق ميكند. نگاه آنان در تشكيل حزب رسيدن به قدرت است در صوتي كه نگاه متدينان ما به حزب براي امر به معروف و نهي از منكر است البته امر به معروف و نهي از منكر حاكمان؛ لذا هدف اصلي در حكومت ديني ارشاد و انذار حاكمان است كه از وظايف اصلي حزب به شمار ميرود و ميتوان به آن نظارت عمومي هم گفت، لذا نگاه ما به حزب يك ديد معنوي است؛ البته وقتي حزب وظايف خود را درست انجام داد مورد اقبال مردم نيز خواهد بود و مردم به كانديداي حزب مورد اعتماد، رأي خواهند داد.
به نظر شما اقتدار حاكميت در ايران به چه معنا و مفهومي مطلوب است؟ تفاوت حاكميت مقتدر با حاكميت مستبد در چيست؟
اقتدار حاكميت به جلب نظر مردم و تامين خواستههاي قانوني آنهاست هر چقدر رضايت مردم از حاكميت بيشتر باشد، آن حكومت مقتدرتر خواهد بود ولي حاكميت مستبد به خود ميانديشد نه به مردم. بديهي است مردم هم ميخواهند بدانند نگاه حكومت نسبت به آنان چگونه است. آيا با نگاه ولينعمت به مردم مينگرد يا با نگاه رعيت؟ آيا مردم علاوه بر وظيفه حقوقي هم دارند يا فقط بايد وظايف خود را در برابر حاكمان انجام دهند؟ آيا جاده دو طرفه است؛ يعني <حقوق و وظايف> يا جاده فقط يك طرفه است و فقط مردم هستند كه بايد مطيع حاكمان باشند؟
با توجه به تنوع قومي، زباني و ديني كشور پهناور ايران، احزاب چه كمكي ميتوانند به ارتقاي وحدت ملي و حفظ تماميت ارضي كشور كنند؟ يا به تعبير ديگر چگونه احزاب ميتوانند فراتر از شكافهاي قومي، زباني، ديني و امثالهم به انسجام و اتحاد ملي كمك كنند؟
يكي از عوامل اتحاد ملي بلكه انسجام اسلامي در كشور پهناور ايران، با قوميتهاي مختلف، وجود يك حزب فراگير با مقبوليت بالاي مردمياست. به عبارت ديگر مولفههاي وحدت در كشور ما زياد است و حزب هم ميتواند به مولفههاي ديگر اضافه شود بنابراين تقويت احزاب دروننظام به وحدت ملي كمك ميكند.
چرا روند پيشرفت و توسعه كشور ما در مقايسه با ساير كشورهاي مشابه بهطور چشمگيري كند و آهسته است؟ در حالي كه ايران از نظر منابع خدادادي، بهويژه در بخش انرژي، با بسياري از كشورهاي در حال توسعه قابل قياس نيست. عامل پيشرفت يك جامعه در مرحله اول نظم و سپس تلاش و داشتن برنامه است و حزب براي ايجاد هر سه عنصر فوقالذكر به وجود آمده است. پس عدمالتزام عملي به نظم كه در تمام شئون زندگي فردي و اجتماعي ما حاكم است و روحيه گريز از كار و مسووليتپذيري و مهمتر از همه نداشتن برنامه در زندگي فردي و جمعي ارمغان عدمتوسعه براي ماست و در صورتي كه احزاب ميداندار باشند ميتوانند افراد منظم و پرتلاش و داراي برنامه تربيت كرده و در ردههاي حزب آنان را به كار بگيرند تا فردي مجهز و مجرب براي مسووليتهاي بالاتر پرورش پيدا كند.
آيا دستيابي به يك مدل بومي از دموكراسي (مردمسالاري ديني) بدون وجود احزاب امكانپذير است؟ چرا و چگونه؟
پاسخ اين سوال منفي است زيرا اگر مدلهاي بومي غيردموكراتيك پاسخگو بود، نبايد در چنين وضعيتي از توسعهيافتگي به سر ميبرديم. ما بايد از تجربههاي موفق دنيا كه با فرهنگ مغايرت ندارد بهرهمند گرديم.
چه تفاوتهايي ميان جريانهاي سياسي ميانهرو و پيشرو در شرايط فعلي كشور وجود دارد؟ و به نظر شما حزب اعتماد ملي يك حزب ميانهرو است يا پيشرو؟
ميانهروي بهترين روش زندگي سعادتمندانه است. علاوه بر آموزههاي ديني، عقل هم حكم ميكند كه اعتدال در مشي زندگي فردي و اجتماعي باعث فلاح و رستگاري است؛ بنابراين به فرموده امير بيان: انسان جاهل يا اهل افراط است يا اهل تفريط. نبايد دچار شتابزدگي يا كندروي باشيم. حزب اعتماد ملي به خاطر بزرگاني كه نيمقرن سابقه مبارزاتي و تجربه كارهاي سياسي و مديريتي كلان كشور را دارند حزبي معتدل اما با انديشههاي نو و با عقلانيت مناسب در عرصه سياسي كشور ظهور پيدا كرده است.
دولت نهم از نظر شما چگونه قابل توصيف است و چه نقطه قوت يا نقطه ضعف برجستهاي در مقايسه با دولتهاي پيش از خود دارد؟
نقطه قوت اين دولت، تلاش و قاطعيت رئيسجمهور در پيگيري دستوراتي است كه صادر ميكند و نيز حضور در مركز استانها و ديدار با مردم. نقاط ضعف آن نيز عجله در تصميمگيريهاي مهم و كلان، عدم توجه به نظر كارشناسي كه موجب تغييرات فراوان در تصميمگيري ميشود، كم توجهي به قانون و مصوبات مجلس كه باعث وهن مجلس هفتم گرديده و استفاده از نيروهاي مبتدي در مديريتهاي كلان و مهم تحت عنوان جوانگرايي است.
شما از دولت و شوراي نگهبان به عنوان مجري و ناظر انتخابات در هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي چه توقعي داريد؟
ما از دستگاه اجرايي و نظارت، چيزي جز اجراي قانون نميخواهيم. آنان بايد خود را امانتدار نظام و مردم بدانند و در تصميمات خويش هيچگونه حب و بغضي اعمال نكنند تا راه رستگاري را بپيمايند. اگر قبول داريم كه ميزان رأي مردم است، بايد اين بيان جاودان را سرلوحه كار خويش قرار دهيم و دستگاههاي امين رأي مردم، نبايد هيچگونه تفاوتي در اينكه كدام جناح درون نظام به قدرت خواهد رسيد داشته باشند.
چرا بدگماني نسبت به نحوه برگزاري انتخابات، بهويژه در سطح نخبگان ما زياد است؟ به نظر شما يك انتخابات شفاف و سالم چه ويژگيهاي مشخصي دارد؟
انتخابات شفاف يعني انتخاباتي كه در آن مرقانون رعايت شود. در زمان ثبت نام همه بدانند كه چه سرنوشتي در انتظار آنان است در صورتي كه در دستگاههاي چهارگانه پرونده و يا ابهامي نسبت به كانديدايي هست، بهصورت كاملا روشن مورد ارزيابي قرار گيرد. در صورتي كه در مراجع چهارگانه قانوني مشكلي وجود ندارد. كانديدا هيچگونه دغدغهاي نداشته باشد. در اين صورت شخصيتهاي مفيد و موثر كانديدا خواهند شد و در اقتدار قوه مقننه نقش خواهند داشت.
احزاب در كشورهاي توسعه يافته منابع مالي خود را از كجا تامين ميكنند؟ در كشور ما چگونه است؟ به نظر شما آيا دولت بايد به احزاب يارانه بپردازد؟ چرا اين يارانه در دولت نهم قطع شده است؟ آيا احزاب منتقد كه از دولت يارانه ميگيرند، قادر خواهند بود همان دولت را هم نقد كنند؟
احزاب يا بايد از طريق حق عضويت، هزينههاي خود را تامين كنند يا از دولت با يك نظم و نسق دقيق يارانه دريافت كنند و يا معجوني از دو روش فوقالذكر و يا خداي نكرده دست به رانتخواري يا ويژهخواري بزنند كه روش سوم محكوم و مطرود است؛ لذا اگر حزب در كشور ضروري است -كه هست- بايد هزينههاي آن را تامين نمود. امام راحل به تشكلهاي اسلامي - سياسي كمك ميكردند زيرا ما ناگزير از فعاليتهاي سياسي هستيم؛ چون سياست ما عين ديانت ماست.
از نظر شما در اين مقطع زماني كداميك از مطالبات تاريخي مردم ايران يعني <آزادي>، <عدالت> و <پيشرفت> مردم ايران اولويت دارد؟ چرا؟
مهمترين مطالبات كه به نظر ميرسد بايد در اولويت قرار گيرد، عدالت است؛ البته عدالت فقط در بعد اقتصادي نيست كه گمان كنيم عدالت توزيعي تنها مدنظر اسلام است؛ خير، عدالت به معني تام و تمام آن يعني عدالت سياسي، عدالت اجتماعي، عدالت اقتصادي، عدالت قضايي و غيره. آن عدالتي كه قرآن كريم در سوره مباركه حديد آيه 24 از آن به عنوان اساس اعزام انبياي الهي نام ميبرد، در بعد اقتصادي خلاصه نميشود، بلكه يكي از شاخصههاي عدالت، عدالت اقتصادي است.
اگر عدالت واقعي در جامعه برقرار باشد، به بقيه دستاوردهاي آن كه آزادي و پيشرفت و توسعه است نيز خواهيم رسيد (چون كه صد آيد نود هم پيش ماست.)
به نظر شما در شرايط مطلوب، مردم از چه راههايي و چگونه ميتوانند مطالبات خود را از مسوولان بخواهند؟
تنها راه رسيدن مردم به خواستههاي منطقيشان، ايجاد تشكلهاي سياسي و رونق احزاب است؛ زيرا احزاب اولا برنامه اداره امور كشور را ارائه مينمايند. ثانيا بهگونهاي شفافسازي از طريق احزاب انجام گيرد كه براي همه مردم قابل برداشت باشد. ثالثا بايد احزاب پاسخگوي برنامههاي خود و مطالبات مردم باشند؛ در غير اين صورت، دفعه بعد با رأي و اقبال مردم روبهرو نميشوند.