|
نماینده سراب در مجلس هشتم گفت: «با توجه به شناختی که از شخصیت فردی آّقای مظاهری دارم، ایشان بنا بر کارهای کارشناسی در نظام بانکی کشور دارند که قطعا با تعامل با سایر نظامهای مالی و بانکی است و با همین اعتقاد اصرار روی مواضع کارشناسی خود دارند».
مجید نصیرپور، نماینده سراب در مجلس هشتم در گفتوگو با خبرنگار سرویس اقتصاد و صنعت آفتاب درباره اختلاف نوع نگاه رییس کل بانک مرکزی به کاهش نرخ سود بانکها با نگاه رییسجمهور در این زمینه به این نکته اشاره کرد که «تیم اقتصادی آقای احمدینژاد برای خود تحلیلی دارند که منطبق بر نظرات کارشناسانی است» و افزود: «این اختلاف به نوع نگاه به اقتصاد و نظام مالی و بانکی کشور برمیگردد».
وی با بیان این مطلب که «اینگونه اختلافات باعث فشار بیشتر به جامعه میشود»، افزود: «دو طرف باید تلاش کنند با هم به نقطه مشترکی برسند که هم منافع مردم را در برگیرد و هم به نفع اقتصاد کشور باشد».
نماینده مجلس هشتم درباره سخنان احمدینژاد مبنی بر اینکه مخالفان کاهش نرخ سود بانکها باید از دولت خارج شوند، افزود: «این مساله جزء تصمیمات رئیسجمهور است و قاعدتا احمدینژاد ثابت کرده که به این تهدیدها عمل میکند».
وی افزود: «حوزه اقتصادی حوزهای نیست که با دستور بتوان آن را مدیریت کرد. هر کسی جای مظاهری بیاید اگر از حوزه فکری و نظری رئیس جمهور نباشد او هم دچار چنین مشکلاتی خواهد شد».
نماینده مردم سراب در مورد اینکه آیا پایین آمدن نرخ سود بانکی باعث ورشکستگی بانکها میشود؟ گفت: «آمارها در این خصوص هم متنوعند؛ احمدینژاد و تیم اقتصادی ایشان برای جلوگیری از ورشکستگی بانکها باید برنامهای طراحی نموده و ارائه دهند چرا که بانکها تابع عوامل اقتصادی هستند و با ایدهها کنترل نمیشوند».
وی از تاثیر مجلس برای حل این اختلافات گفت و تاکید کرد: «مجلس به عنوان قوه نرمافزاری کشور باید تلاش کند با دعوت از کارشناسان دو طرف به دولت کمک کند تا تصمیم درستی را اتخاذ کنند».
نماینده مجلس هشتم افزود: «با نزاع هیچ مشکلی حل نمیشود. باید صاحبنظران هر دو دیدگاه به یک نقطه مشترک برسند و هدف نهایی خود را کنترل تورم و حل بحران اقتصادی کشور با توجه به بازارها و اقتصاد جهانی قرار دهند».
نصیرپور در مورد استفاده از مشاوران اقتصادی بینالمللی اظهار داشت: «مجلس این اختیار را دارد از مشاورانی که صلاح میداند، استفاده کند. امیدواریم مجلس هشتم با توجه به تفکر حاکم بر آن، مجالی برای بهرهگیری از نظرات کارشناسی افراد مسلط بر اقتصاد ایران ایجاد کند».
وی اضافه کرد: «اقتصاد ایران اقتصاد خاصی است و تصمیمات باید متناسب با اقلیم و فضاهای مدیریتی کشور باشد که تمام اقتضائات را شناخته و انتظارات را برآورده سازد. اگر کارشناسی خارج از جمهوری اسلامی ایران بتواند نظر کارشناسی برای حل مشکلات ارائه دهد دلیلی وجود ندارد که از آن استفاده نشود».
این نماینده مجلس در مورد صحت اعلام نرخ تورم از سوی بانک مرکزی گفت: «برای بررسی نرخ تورم عوامل متعددی نیاز است. باید دید آیا بانک مرکزی این تورم را با شاخصهای اخیر بررسی کرده یا خیر؛ به هر تقدیر ما هم به عنوان شهروند این کشور شاهد تورم بسیار شکننده و آزار دهندهای هستیم که مردم از آن در رنج هستند. اجمالا توقع ما از بانک مرکزی این است، ارقامی که ارائه میکند ارقام واقعی و منطبق بر واقعیتهای جامعه باشد».
با پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي در شكلگيري نهادهاي انقلاب نقش داشت و در سال 68 به سمت رئيس آموزش و پرورش كاشمر و سپس مسوول آموزش و پرورش منطقه احمدآباد مشهد منصوب شد و در سال 70 از سوي مردم كاشمر به نمايندگي دوره چهارم مجلس شوراي اسلامي انتخاب شد و اين انتخاب سه دوره تكرار شد كه تا مجلس ششم ادامه داشت. وي در دوره چهارم و پنجم، عضو كميسيون اقتصاد و دارايي مجلس و در دوره ششم عضو كميسيون برنامه و بودجه بود و در مجلس ششم، نايبرئيس كميسيون تلفيق برنامه 5 ساله توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مجلس بود. دكتر محمدرضا خباز در حال حاضر با راي چشمگير مردم كاشمر در مجلس هشتم حضور دارد. گفتوگوي سحام را با ايشان ميخوانيم. حزب اعتماد ملي چه تفاوتها و تشابهاتي با ساير احزاب اصلاحطلب دارد؟ اولين تفاوت اين حزب با بقيه احزاب در اين است كه حزب اعتماد ملي در خارج از قدرت تشكيل شد و علاوه بر تكيه بر آموزههاي ديني كه سياست ما عين ديانت ماست و نميتوان نسبت به مسائل داخلي و خارجي بيتفاوت بود بر تودههاي مردم تكيه نموده است؛ بدين معني كه اين حزب از پايين به بالاست، نه از بالا به پايين و تشكيل دفاتر 30 گانه استاني و هستههاي مركزي 250 شهرستان تاكنون گوياي اين حقيقت است كه قرار است نظرات مردم كه كارشناسي خواهد شد توسط حزب نمايندگي شود. دومين ويژگي اين حزب آن است كه منشأ پارلماني دارد، يعني دبيركل آن دو دوره رئيس قوه مقننه بوده و تعداد زيادي اعضاي موسس و شوراي مركزي، يك يا چند دوره نمايندگي مردم را در سابقه پرافتخار خويش دارند و علاوه بر آن مديران مجرب خوشسابقه در حزب فعاليت ميكنند كه دستمايه گرانسنگي براي خدمتگزاري به ملت شريف خواهد بود. سومين تفاوت اينكه در رأس اين حزب، مجتهد خط امامي ميباشد كه بيش از 48 سال است كه در مسير امام قدم بر ميدارد و خوشبختانه در ايام طولاني حتي ذرهاي از خط امام عدول نكرده و چون از ياران و معتمدان معمار كبير انقلاب بوده و هست، يك پشتوانه قوي براي جلب افراد متدين اين كشور است، زيرا مردم ميخواهند اطمينان داشته باشند كه حزب در آينده مسيري انحرافي را طي نكند. تشابهات اين حزب با بقيه احزاب اصلاحطلب عبارتند از التزام عملي به قانون اساسي و باورهاي ديني و غيره. به چه عللي اصلاحات در گام اول خود- دوران رياستجمهوري آقاي خاتمي از 1376 تا 1384- با عدم اقبال عمومي مواجه گرديد و به دولت آقاي احمدينژاد منتهي شد؟ آفتاب آمد دليل آفتاب. همين سوال ضرورت حزب را براي ما مشخص ميكند، يعني اگر حزب مقتدري وجود ميداشت چنين شرايطي به وجود نميآمد بنابراين نداشتن سيستم تصميمگيري براي هماهنگ نمودن نيروهاي اصلاحات باعث به وجود آمدن شرايط جديد شد. اين سنت الهي است كه خداوند سرنوشت جامعه را تغيير نميدهد مگر اينكه مردم براي تغيير سرنوشت خويش تصميم بگيرند بنابراين بايد گفت خودم كردم كه ... بر خودم باد. به نظر شما پيگيري اصلاحات در شرايط فعلي با چه اولويتها و ويژگيهايي امكانپذير است؟ اصلاحطلبان بايد اولا از گذشته عبرت بگيرند؛ فاعتبروايا اولي الابصار. ثانيا نقاط ضعف گذشته را كه مورد غفلت قرار گرفته بود جبران كنند. ثالثا در بين افراد متدين اعتمادسازي كنند تا همگان بدانند اگر اصلاحطلبان به قدرت رسيدند مجددا دچار اشتباهات فاحش گذشته نخواهند شد. رابعا نيازهاي جامعه را اولويتبندي كنند و بر مبناي اولويت جامعه به آنان بپردازند. خامسا افراد تندرو را نصيحت كنند تا مجددا به تندروي مبتلا نگردند. اولويت و هدفگذاريهاي عملياتي حزب اعتماد ملي در سال 1386 متوجه چه بخشي از فعاليتهاي اجتماعي بود؟ و با چه اهدافي؟ خوشبختانه حزب اعتماد ملي تاكنون در اتاق فكر - كه همه هفته در حضور آقاي كروبي تشكيل ميشود- به جمعبنديهاي بسيار خوبي رسيده است و برمبناي اهميت مسائل درصدد ارائه مانيفست حزب براي انتخابات هستيم، لذا مانيفست آموزش و پرورش در شرف چاپ و تقديم به افكار عمومي است. بقيه برنامههاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي هم در اولويتهاي بعدي حزب ميباشد. حزب اعتماد ملي خود را به عنوان يك حزب فراگير معرفي ميكند، منظور شما از فراگير چيست؟ آيا در تحقق بخشيدن به آن موفق بودهايد؟ فراگير به منزله اين است كه آحاد ملت بتوانند در حوزهها و شعب حزب در سراسر كشور حضور پيدا كنند، به اميد روزي كه از داخل هر منزل ايراني يك پرچم حزب اعتماد ملي برافراشته شود و پرچم خدمتگزاري را به دوش بكشند. براي تحقق همين هدف اصرار بر اين است كه هستههاي شهرستانها تا قبل از انتخابات تشكيل شود و در صورت امكان به مراكز بخشها و در نهايت مراكز دهستانها و روستاهاي پرجمعيت هم نفوذ كنيم انشاءالله. به نظر شما پس از پشت سر گذاردن تجربههاي تلخ گذشته، رمز موفقيت دوباره اصلاحطلبان چيست؟ اول اينكه نيازهاي واقعي مردم را شناسايي كنند. دوم اينكه براي حل مشكلات مردم بهويژه مشكلات اقتصادي، راهكارهاي منطقي ارائه نمايند. سوم اينكه نسبت به دوران قدرت آسيبشناسي كنند تا مجددا دچار اشتباهات گذشته نشوند. چهارم اينكه از افراد تندرو كه موجبات اين همه گرفتاريها را فراهم نمودند برحذر باشند. پنجم اينكه باب گفتوگو با بقيه اركان كشور را بگشايند تا زمينه تعامل بيشتري فراهم شود. چرا مردم به عنوان موضوع و موتور محرك احزاب در كشور ما رغبت چنداني به مشاركت در فعاليتهاي حزبي از خود نشان نميدهند؟ احزاب قبل از انقلاب يا وابسته به بيگانگان بودند مثل حزب توده يا وابسته به رژيم ستمشاهي، مثل حزب رستاخيز و دو گروه مسير انحراف و سرسپردگي و خواري ملت و مملكت را به ارمغان آورده بودند، لذا ما وارث اين بدرفتاريهاي سياسي با مردم هستيم و همين سابقه ذهني نامناسب باعث عدمرغبت مردم نسبت به احزاب شده است، ولي با تلاش صادقانه و اعتمادسازي ميتوان بر اين عقبه سنگين فائق آمد. چرا ساختار قدرت در جمهوري اسلامي ايران، عليرغم تصريح قانون اساسي، عملا نقش و جايگاه چنداني براي تحزب قائل نيست؟ مثلا چرا بسياري از مسوولان بلندپايه در اظهارنظرهاي رسمي به احزاب حمله كرده يا افتخار ميكنند كه عضو هيچ حزب يا تشكل سياسياي نيستند و يا اينكه از مجراي فعاليتهاي حزبي به قدرت نرسيدهاند؟ اولا كسي نيست كه در كشور پهناور ايران، بدون حمايت تشكلهاي سياسي به قدرت برسد البته ممكن است اين تشكلها مرئي و يا نامرئي باشند، ممكن است شناسنامهدار يا بدون شناسنامه باشد؛ پس پيروزي منهاي پشتوانه گروهي براي افراد معمولي امكانپذير نيست. ثانيا حزبي نبودن افتخار نيست بلكه اداره كشور با سيستم ممكن و ميسر است. ثالثا عدهاي ميترسند اگر نورافكن احزاب به عنوان ناظر عمومي روشن شود نقطه تاريكي در كشور باقي نميماند كه بتوان نامناسب عمل نمود. رابعا رسيدن به قدرت تلاش ميخواهد و بايد هر روز در معرض پاسخگويي مردم قرار گرفت. خامسا براي كشور بايد برنامه دقيق علمي قابل دفاع ارائه نمود كه اين هم براي كساني كه مايل هستند مديريت هياتي داشته باشند قابل پذيرش نيست. دو مدل تحزب در جهان شناخته شده است؛ دوحزبي و چندحزبي، اما در كشور ما بيش از 150 تشكل سياسي و حزب قانوني و تعداد زيادي هم غيرقانوني وجود دارد. به نظر شما علت اين همه تنوع چيست؟ و آيا ادامه اين وضعيت به كارآمدي فرآيند تحزب منجر خواهد شد يا نه؟ چرا؟ بعد از اينكه مدتها شرايط تشكيل حزب در كشور وجود نداشت، از دوم خرداد اين شرايط به وجود آمد و چون مدتها فعالان سياسي در انتظار تحقق حزب به سر ميبردند، هر گروهي كه در خود توانايي ميديد به فكر تشكيل حزب افتاد و مهمتر از همه اينكه اين سير تاريخي را بايد سپري كنيم تا اين تجربه ذيقيمت را بهدست آوريم و همگان به اين نتيجه برسند كه بايد رودهاي كوچك به هم بپيوندد تا نهري قوي و پرخروش ايجاد گردد و اين احتمال هست كه ظرف چند سال آينده به چند حزب و در نهايت دو حزب مقتدر خلاصه شود؛ البته بايد حقوق همه را رعايت نمود. فعاليت حزبي در كشور ما با ساير كشورها چه تفاوتها و تشابهاتي دارد؟ تفاوتهاي احزاب در كشور ما و ساير كشورها در مرحله اول در نحوه شكلگيري است. ما سابقه زيادي در تشكيل حزب نداريم در صورتي كه در بعضي كشورها اين سابقه، بيش از 100 سال است و به همين دليل داراي حزبهاي توانمندي هستند. تفاوت بعدي اين است كه نگاه به احزاب بين ما و ساير كشورها فرق ميكند. نگاه آنان در تشكيل حزب رسيدن به قدرت است در صوتي كه نگاه متدينان ما به حزب براي امر به معروف و نهي از منكر است البته امر به معروف و نهي از منكر حاكمان؛ لذا هدف اصلي در حكومت ديني ارشاد و انذار حاكمان است كه از وظايف اصلي حزب به شمار ميرود و ميتوان به آن نظارت عمومي هم گفت، لذا نگاه ما به حزب يك ديد معنوي است؛ البته وقتي حزب وظايف خود را درست انجام داد مورد اقبال مردم نيز خواهد بود و مردم به كانديداي حزب مورد اعتماد، رأي خواهند داد. به نظر شما اقتدار حاكميت در ايران به چه معنا و مفهومي مطلوب است؟ تفاوت حاكميت مقتدر با حاكميت مستبد در چيست؟ اقتدار حاكميت به جلب نظر مردم و تامين خواستههاي قانوني آنهاست هر چقدر رضايت مردم از حاكميت بيشتر باشد، آن حكومت مقتدرتر خواهد بود ولي حاكميت مستبد به خود ميانديشد نه به مردم. بديهي است مردم هم ميخواهند بدانند نگاه حكومت نسبت به آنان چگونه است. آيا با نگاه ولينعمت به مردم مينگرد يا با نگاه رعيت؟ آيا مردم علاوه بر وظيفه حقوقي هم دارند يا فقط بايد وظايف خود را در برابر حاكمان انجام دهند؟ آيا جاده دو طرفه است؛ يعني <حقوق و وظايف> يا جاده فقط يك طرفه است و فقط مردم هستند كه بايد مطيع حاكمان باشند؟ با توجه به تنوع قومي، زباني و ديني كشور پهناور ايران، احزاب چه كمكي ميتوانند به ارتقاي وحدت ملي و حفظ تماميت ارضي كشور كنند؟ يا به تعبير ديگر چگونه احزاب ميتوانند فراتر از شكافهاي قومي، زباني، ديني و امثالهم به انسجام و اتحاد ملي كمك كنند؟ يكي از عوامل اتحاد ملي بلكه انسجام اسلامي در كشور پهناور ايران، با قوميتهاي مختلف، وجود يك حزب فراگير با مقبوليت بالاي مردمياست. به عبارت ديگر مولفههاي وحدت در كشور ما زياد است و حزب هم ميتواند به مولفههاي ديگر اضافه شود بنابراين تقويت احزاب دروننظام به وحدت ملي كمك ميكند. چرا روند پيشرفت و توسعه كشور ما در مقايسه با ساير كشورهاي مشابه بهطور چشمگيري كند و آهسته است؟ در حالي كه ايران از نظر منابع خدادادي، بهويژه در بخش انرژي، با بسياري از كشورهاي در حال توسعه قابل قياس نيست. عامل پيشرفت يك جامعه در مرحله اول نظم و سپس تلاش و داشتن برنامه است و حزب براي ايجاد هر سه عنصر فوقالذكر به وجود آمده است. پس عدمالتزام عملي به نظم كه در تمام شئون زندگي فردي و اجتماعي ما حاكم است و روحيه گريز از كار و مسووليتپذيري و مهمتر از همه نداشتن برنامه در زندگي فردي و جمعي ارمغان عدمتوسعه براي ماست و در صورتي كه احزاب ميداندار باشند ميتوانند افراد منظم و پرتلاش و داراي برنامه تربيت كرده و در ردههاي حزب آنان را به كار بگيرند تا فردي مجهز و مجرب براي مسووليتهاي بالاتر پرورش پيدا كند. آيا دستيابي به يك مدل بومي از دموكراسي (مردمسالاري ديني) بدون وجود احزاب امكانپذير است؟ چرا و چگونه؟ پاسخ اين سوال منفي است زيرا اگر مدلهاي بومي غيردموكراتيك پاسخگو بود، نبايد در چنين وضعيتي از توسعهيافتگي به سر ميبرديم. ما بايد از تجربههاي موفق دنيا كه با فرهنگ مغايرت ندارد بهرهمند گرديم. چه تفاوتهايي ميان جريانهاي سياسي ميانهرو و پيشرو در شرايط فعلي كشور وجود دارد؟ و به نظر شما حزب اعتماد ملي يك حزب ميانهرو است يا پيشرو؟ ميانهروي بهترين روش زندگي سعادتمندانه است. علاوه بر آموزههاي ديني، عقل هم حكم ميكند كه اعتدال در مشي زندگي فردي و اجتماعي باعث فلاح و رستگاري است؛ بنابراين به فرموده امير بيان: انسان جاهل يا اهل افراط است يا اهل تفريط. نبايد دچار شتابزدگي يا كندروي باشيم. حزب اعتماد ملي به خاطر بزرگاني كه نيمقرن سابقه مبارزاتي و تجربه كارهاي سياسي و مديريتي كلان كشور را دارند حزبي معتدل اما با انديشههاي نو و با عقلانيت مناسب در عرصه سياسي كشور ظهور پيدا كرده است. دولت نهم از نظر شما چگونه قابل توصيف است و چه نقطه قوت يا نقطه ضعف برجستهاي در مقايسه با دولتهاي پيش از خود دارد؟ نقطه قوت اين دولت، تلاش و قاطعيت رئيسجمهور در پيگيري دستوراتي است كه صادر ميكند و نيز حضور در مركز استانها و ديدار با مردم. نقاط ضعف آن نيز عجله در تصميمگيريهاي مهم و كلان، عدم توجه به نظر كارشناسي كه موجب تغييرات فراوان در تصميمگيري ميشود، كم توجهي به قانون و مصوبات مجلس كه باعث وهن مجلس هفتم گرديده و استفاده از نيروهاي مبتدي در مديريتهاي كلان و مهم تحت عنوان جوانگرايي است. شما از دولت و شوراي نگهبان به عنوان مجري و ناظر انتخابات در هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي چه توقعي داريد؟ ما از دستگاه اجرايي و نظارت، چيزي جز اجراي قانون نميخواهيم. آنان بايد خود را امانتدار نظام و مردم بدانند و در تصميمات خويش هيچگونه حب و بغضي اعمال نكنند تا راه رستگاري را بپيمايند. اگر قبول داريم كه ميزان رأي مردم است، بايد اين بيان جاودان را سرلوحه كار خويش قرار دهيم و دستگاههاي امين رأي مردم، نبايد هيچگونه تفاوتي در اينكه كدام جناح درون نظام به قدرت خواهد رسيد داشته باشند. چرا بدگماني نسبت به نحوه برگزاري انتخابات، بهويژه در سطح نخبگان ما زياد است؟ به نظر شما يك انتخابات شفاف و سالم چه ويژگيهاي مشخصي دارد؟ انتخابات شفاف يعني انتخاباتي كه در آن مرقانون رعايت شود. در زمان ثبت نام همه بدانند كه چه سرنوشتي در انتظار آنان است در صورتي كه در دستگاههاي چهارگانه پرونده و يا ابهامي نسبت به كانديدايي هست، بهصورت كاملا روشن مورد ارزيابي قرار گيرد. در صورتي كه در مراجع چهارگانه قانوني مشكلي وجود ندارد. كانديدا هيچگونه دغدغهاي نداشته باشد. در اين صورت شخصيتهاي مفيد و موثر كانديدا خواهند شد و در اقتدار قوه مقننه نقش خواهند داشت. احزاب در كشورهاي توسعه يافته منابع مالي خود را از كجا تامين ميكنند؟ در كشور ما چگونه است؟ به نظر شما آيا دولت بايد به احزاب يارانه بپردازد؟ چرا اين يارانه در دولت نهم قطع شده است؟ آيا احزاب منتقد كه از دولت يارانه ميگيرند، قادر خواهند بود همان دولت را هم نقد كنند؟ احزاب يا بايد از طريق حق عضويت، هزينههاي خود را تامين كنند يا از دولت با يك نظم و نسق دقيق يارانه دريافت كنند و يا معجوني از دو روش فوقالذكر و يا خداي نكرده دست به رانتخواري يا ويژهخواري بزنند كه روش سوم محكوم و مطرود است؛ لذا اگر حزب در كشور ضروري است -كه هست- بايد هزينههاي آن را تامين نمود. امام راحل به تشكلهاي اسلامي - سياسي كمك ميكردند زيرا ما ناگزير از فعاليتهاي سياسي هستيم؛ چون سياست ما عين ديانت ماست. از نظر شما در اين مقطع زماني كداميك از مطالبات تاريخي مردم ايران يعني <آزادي>، <عدالت> و <پيشرفت> مردم ايران اولويت دارد؟ چرا؟ مهمترين مطالبات كه به نظر ميرسد بايد در اولويت قرار گيرد، عدالت است؛ البته عدالت فقط در بعد اقتصادي نيست كه گمان كنيم عدالت توزيعي تنها مدنظر اسلام است؛ خير، عدالت به معني تام و تمام آن يعني عدالت سياسي، عدالت اجتماعي، عدالت اقتصادي، عدالت قضايي و غيره. آن عدالتي كه قرآن كريم در سوره مباركه حديد آيه 24 از آن به عنوان اساس اعزام انبياي الهي نام ميبرد، در بعد اقتصادي خلاصه نميشود، بلكه يكي از شاخصههاي عدالت، عدالت اقتصادي است. اگر عدالت واقعي در جامعه برقرار باشد، به بقيه دستاوردهاي آن كه آزادي و پيشرفت و توسعه است نيز خواهيم رسيد (چون كه صد آيد نود هم پيش ماست.) به نظر شما در شرايط مطلوب، مردم از چه راههايي و چگونه ميتوانند مطالبات خود را از مسوولان بخواهند؟ تنها راه رسيدن مردم به خواستههاي منطقيشان، ايجاد تشكلهاي سياسي و رونق احزاب است؛ زيرا احزاب اولا برنامه اداره امور كشور را ارائه مينمايند. ثانيا بهگونهاي شفافسازي از طريق احزاب انجام گيرد كه براي همه مردم قابل برداشت باشد. ثالثا بايد احزاب پاسخگوي برنامههاي خود و مطالبات مردم باشند؛ در غير اين صورت، دفعه بعد با رأي و اقبال مردم روبهرو نميشوند.
محمدرضا خباز عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي و مسوول دفتر مركزي متولد 1335 در شهرستان كاشمر، پس از سپري نمودن دوران ابتدايي و دبيرستان با تبعيد آيتالله مشكيني و آيتالله رباني شيرازي به كاشمر و ارتباط با آن دو يار امام، به صفوف پيروان و علاقهمندان و مقلدان امام پيوست بهطوري كه در تمام راهپيماييهاي ضد رژيم ستمشاهي، سخنران تظاهرات بود و به افشاگري عليه رژيم طاغوت ميپرداخت.
|
اعتضاب غذای دانشجویان دانشگاه تربیت معلم کرج پس از گذشت هشت روز همچنان ادامه دارد.
به گزارش خبرنگار سیاسی آفتاب عباس رشیدی از اعضای شورای صنفی دانشگاه تربیت معلم کرج در این باره گفت: «اعتصاب غذای دانشجویان دختر و پسر دانشگاه تربیت معلم تهران واحد کرج، از روز یکشنبه گذشته در اعتراض به کیفیت بد غذا آغاز شد و طی آن دانشجویان پنج خواسته اساسی خود را مطرح کردند که متاسفانه مورد موافقت مسئولین دانشگاه قرار نگرفت».
وی ادامه داد: «خواستههای دانشجویان متحصن در ابتدا عزل آقای زمانی مدیر امور فرهنگی دانشگاه و آقای جعفری معاونت آموزشی این دانشگاه عنوان شد».
رشیدی ادامه داد: «همچنین دانشجویان ایجاد امکانات رفاهی و فراهم آوردن وسایل ایاب و ذهاب جهت تردد دانشجویان و استاندارد سازی خوابگاهها و بهبود کیفیت غذای سلف دانشگاه را خواستار شدند».
رشیدی اضافه کرد: «در حالی که دانشجویان به تحصن خود ادامه داده و در اعتصاب غذا به سر میبرند، مسئول حراست دانشگاه با تمامی خانوادههای اعتصابکنندگان تماس گرفته و خانوادههای آنها را تهدید نمود. وی دانشجویان را به ارتباط با گروهکهای ضدانقلاب متهم ساخته بود که بر اثر تماسهای ایشان چند تن از اولیاء دانشجویان دچار حملات قلبی و ناراحتیهای دیگر شدهاند و همین اقدام باعث شد تا دانشجویان متحصن یکی دیگر از خواستههای خود را عذرخواهی مسئول حراست دانشگاه از این اقدام عنوان کنند».
وی ادامه داد: «به خاطر امنیتی شدن فضا توسط مامورین حراست و حضور برخی افراد ناشناس در محیط دانشگاه و تهدیدهای رو به افزایش توسط این عده، دانشجویان خواستار عدم برخورد و احضار دانشجویان به کمیته انضباطی دانشگاه را خواستار شدند که متاسفانه بلافاصله مسئولین دانشگاه اقدام به احضار دانشجویان کردند و به خاطر در پیش بودن امتحانات متحصنین خواستار به تعویق افتادن زمان امتحانات به مدت 10 روز شدند».
رشیدی افزود: «امروز روز اول امتحانات بود که دانشجویان دانشکدههای مختلف در امتحانات شرکت نکردند و به خاطر همراهی با اعتصابکنندگان از ورود سایر دانشجویان به دانشکدهها نیز ممانعت به عمل آوردند».
وی افزود: «هم اکنون تعداد 140 تن از دانشجویان دختر و پسر برای هشتمین روز متوالی در اعتصاب غذا به سر میبرند و تاکنون بسیاری از آنان به دلیل ضعف جسمی به بیمارستان انتقال پیدا کردهاند ولی دوباره در میان دوستان خود حاضر شده و به اعتصاب غذا ادامه میدهند».
وی در پایان افزود: «هر شب برنامه تریبون آزاد در محوطه دانشگاه و ساختمان ریاست دانشگاه برگزار میشود که بیش از 1500 نفر در آن شرکت میکنند و با استقبال فراوان دانشجویان روبرو میشود».
سخنرانان مراسم :
حجه الاسلام والمسلمين جناب اقاي دكتر منتجب نيا قايم مقام دبير كل حزب اعتماد ملي
جنااب اقاي الحسيني معاون سابق وزير اموزش وپرورش
حجه الاسلام والمسلمين ذاكري نماينده محترم مجلس شوراي اسلامي در مجالس سوم وششم
حضرت ايت الله كروبي دبير كل حزب اعتماد ملي
مكان برگزاري مراسم :ميدان صادقيه - مسجد امام جعفر صادق -سالن اجتماعات مسجد
زمان : روز يكشنبه : مورخ ۱۲/۳/۸۷ ساعت ۱۷
شاخه جوانان و دانشجویان حزب اعتماد ملی استان تهران ایام شهادت بزرگ بانوی اسلام ، ام ابیها ، صدیقه کبری ، حضرت زهرای مرضیه را خدمت حضرت ولی عصر(عج) ، مقام معظم رهبری و عموم شیعیان و مسلمین جهان تسلیت عرض می نماید.
سحام: آنگاه كه انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري اسلامي ايران در ميان بهت و حيرت تمامي احزاب و نامزدهاي دو جناح مطرح، به كام راديكالترين كانديداي جريان اصولگراي حاضر در صحنه به اتمام رسيد، يكي از پرسش هاي اصلي كه ذهن جامعه را به خود مشغول ساخت سرنوشت نامزدهاي شكست خورده انتخابات و چگونگي نقش آفريني آنها در عرصه معاملات سياسي و اجتماعي آينده كشور بود. پرسشي كه تنها چند ماه پس از تير 1384 به مدد گذشت زمان و آشكار شدن روابط پيدا و پنهان به پاسخ خود دست يافت. نامزدها دو دسته شدند. يا چونان وزيري در بازي شطرنج سياسي باقي مانده اند و يا به مثابه سربازي كه به خانه انتهايي خود رسيده باشد سوختند و حذف شدند. «اكبر هاشمي رفسنجاني» عليرغم تمام تلاشي كه براي محو كردنش از صحنه سياسي كشور به كار گرفته شد، به عنوان استوانه نظام نسوخت و با قرار گرفتن در دو مسند مهم رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبري و حفظ مشي اعتدالگرايانه خود همچنان به عنوان يك روزنه مهم سياسي و پدر معنوي دو حزب كارگزاران و اعتدال و توسعه به ايفاي نقش پررنگ خود در بازي سياست ايران ادامه داد. «محمدباقر قاليباف» كه به واقع ناكام بزرگ آن انتخاب بود، به واسطه كينه اي كه از بابت خيانت جناح راست به دل گرفته بود، از سياستها و آرمان هاي سابق خود فاصله گرفت و با هدف باقي ماندن در صحنه تحولات اجتماعي، سياسي مملكت جريان اصولگرا و اصلاح طلب را بنياد گذاشت. او نهايت استفاده را از تعارض احمدي نژاد و ياران سابقش در شوراي شهر برد و با اختلافي اندك بر كرسي شهرداري تهران تكيه زد تا همچنان برگ برنده اي براي كارزار دهم در جيب داشته باشد. «علي لاريجاني» و «مصطفي معين» اما به واقع مهره هاي سوخته انتخابات بودند. لاريجاني كه نامزد اصلي و برآيند جريان اصولگرايي بود. ابتدا با ورود به دستگاه ديپلماسي احمدي نژاد اعتبار خود در ميان اصولگرايان منتقد و خارج از دولت را از دست داد و آنگاه كه از مسئوليت پرونده هسته اي بر كنار شد عملا قدرت سياسي را كه به واسطه نزديكي با دولت به كف آورده بود از دست رفته ديد. «معين» اما حكايت ديگري داشت. او به درستي متوجه نشده بود كه در انتخابات نهم، نه ليدر اصلاح طلبان پيشرو كه گزينه حداقلي آنان براي رقابت با اصلاح طلبان معتدل بوده است. لذا پس از شكست در انتخابات و آنگاه كه پيشنهادش براي تشكيل جبهه دموكراسي خواهي و حقوق بشر از سوي هيچ يك از احزاب و تشكل هاي حامي وي مورد استقبال واقع نشد، واقعيت هاي بهار 1384 برايش روشن گشت. اما حيف كه ديگر دير شده بود و نميشد جلوي سوختن او را گرفت.
اما «مهدي كروبي» مرد سرد و گرم چشيده اصلاحات كه برخلاف تمامي نظرسازي ها، اتهامات و جوسازي ها مزد صداقت خود را از صندوق آراي مردم گرفته بود، پس از آن مدعي شد آرايش را در ستاد انتخابات وزارت كشور جابه جا كرده اند، به رغم گمانه زنيها، از شكست تحميلي نسوخت و به واقع طرحي نو در انداخت.
كروبي عليرغم آنكه شكست در انتخابات را قبول نداشت، بنابر مصالح ملي سكوت نمود و اين بار با نگاهي عميق تر، ريشه اي تر و ايجابي، برنامه اي جامع و اصولي براي تاسيس حزبي فراگير در راستاي گسترش فرهنگ تحزب در ايران اسلامي را استارت زد تا اگر خودخواسته فرصت هاي ديروز از دست رفته بود، بتوان به نتيجه دادن يك همت عمومي در سال هاي نيامده دل بست و اميد داشت. «شيخ اصلاحات» در تصميم اش مصر بود و برخلاف آنچه كه تصور مي شد خيلي زود آستين هايش را بالا زد تا بيرقي براي ساماندهي فعالان ستادي اش برافرازد و خشت نخست حزبي فراگير و مردم محور را بنا نهد. ابتدا چون هميشه كه به آن چه مي انديشيد عمل مينمود، به منظور تبري جستن از شائبه دولت ساز بودن اين تشكل جديد (به خاطر انتقاداتي كه هميشه از احزاب دولت ساخته و حافظه قدرت داشت) از كليه مناصب دولتي خويش از جمله عضويت در مجمع تشخيص مصلحت نظام و مشاورت مقام معظم رهبري استعفا نمود و سپس عطاي دبير كلي مجمع روحانيون مبارز (تشكلي كه خود تشكيل اش داده بود) را به لقايش بخشيد و به همراه جمعي از رهپويان خط خميني كبير (ره) را تكيه بر سه اصل «انديشه اسلامي»، «جمهوريت» و «قانون اساسي» حزب اعتماد ملي را تاسيس نموده و اعتماد ملي خيلي زود اركان تشكيلاتي موقت خود را شناخت و صاحب دفتر، روزنامه، نشريه داخلي و ... شد.
اين حزب به عنوان تنها حزب سياسي اصلاح طلب كه بناي آن در غياب قدرت و در دوران عزلت نشيني خط امام شالوده افكني شده، از بدو تاسيس خود همواره سعي نموده است تا وفادار به آرمان هاي اعلام شده روز نخست، با تكيه بر معيارهاي پذيرفته شده دموكراسي، رعايت مرزبندي هاي عقيدتي و مرامي با ساير احزاب و اجراي برنامه هاي مدرن گسترش تشكيلاتي به عنوان يك حزب فراگير و مردمي، به جاي ادعاي پوچ رهبري نخبگان، به تقويت پايگاه اجتماعي خود در بطن مردم در سرتاسر ايران اسلامي همت گماشته و از اين رهگذر خلا بزرگ جنبش اصلاح طلبي در برقرار نمودن ارتباط با قشر متوسط جامعه را پر نمايد.
براساس همين اراده و خط مشي بود كه اعتماد ملي تنها با گذشت يك سال از آغاز فعاليت خود كليه دفاتر استاني و شهرستاني اش را در 30 استان كشور افتتاح نمود و برخلاف ساير احزاب، با اعتقاد به ضرورت پويايي و گردش نيروها و با سرلوحه قرار دادن شعار اعتماد كامل به ملت شريف ايران درب اين دفاتر را براي عضو شدن و ايفا نمودن نقش سياسي و اجتماعي به روي تمام آحاد اجتماع باز گذاشت تا بتواند به فضل الهي و طي يك برنامه زمانبندي شده در آينده نزديك به عنوان تنها حزب ايراني، حركت از پايين به بالاي خود را آغاز نمايد و زودتر از آنچه تصور مي شد مجامع عمومي خود در استانها و به تبع آن مجمع عمومي اصلي اش را براي فراهم آوردن امكان انتخاب دموكراتيك اركان اصلي منطبق بر اساسنامه قانوني تشكيل دهد.
مجموعه فعاليتهاي مدرن، اصولي و قانوني حزب اعتماد ملي كه بي شك با بررسي دقيق و الگو گرفتن از احزاب موفق در كشورهاي توسعه يافته تدوين شده است و بر مبناي عضوگيري، آموزش، هماهنگ سازي و پيوند با اقشار مختلف جامعه با هر سطحي از تحصيلات، امكانات و خواسته ها، در جهت ايفاي يك نقش محكم و تاثيرگذار در تحولات سياسي و اجتماعي استوار گشته است، خود نويد بخش تكوين يك انديشه و باور مردمسالارانه در ميان اصلاح طلبان است. انديشه اي كه تحزب و تشكيلات حزبي را نه براي حفظ قدرت (حزب دولت ساخته) بلكه به عكس براي اخذ مطالبات لايه هاي پايين جامعه (در دوران دوري از قدرت اجرايي) از طريق بنيانگذاري يك حركت انتقال نظريات از پايين به بالا، به منظور تلاش جمعي براي عملي نمودن آنها (دولت دولت سازي) و اكتساب رضايت عمومي و ارتقاي سطح مشروعيت ملي مي خواهد و به سبب اعتقاد راسخ به لزوم پايبندي درون سازماني به اصول دموكراتيك، بر مبناي اساسنامه خود حاضر نيست با تنيدن پيله اي به دور خويش ضمن جلوگيري از ورود ديگران به درون اين تشكيلات و انسداد امكان رشد در دايره تصميم سازيها و اركان قانوني، با نقض قرض، در جمع دروني خود رفتاري ايليگارشيك داشته باشد و سپس
در بيرون و براي مردم بر طبل جامعه مدني و پلوراليسم بكوبد.
بر همين مبنا حزب اعتماد به عنوان بزرگترين حزب سياسي ايران (به لحاظ تعداد اعضا و گستردگي چارت تشكيلاتي) و چتر نيروهاي سياسي اصلاح طلب چپ خط امام (ره)، با درك كامل ضرورت و ايمان عميق به لزوم گسترش فرهنگ تحزب در جامعه در حال گذار ايراني، كليه توانايي هاي خود را به منظور پيش بردن اين هدف مقدس به كار گرفته است و ضمن پايبندي به ميثاق جمعي خود (مرامنامه) حفظ مرزهاي عقيدتي و ايدئولوژيك خود با ساير احزاب و تشكل هاي سياسي فعال را يك ضرورت
اجتناب ناپذير مي داند و از آنجا كه معتقد است: هر انتخابات فصل برداشت ميوه
فعاليت هاي انجام شده گذشته است، حضور در عرصه انتخابات عمومي در قالب ائتلاف باساير احزاب را موجب عقيم ماندن فعاليتهاي اين حزب جوان و نوپا دانسته و آن را مترادف با بي فايده بودن اقدامات انجام شده به حساب مي آورد.
لذا عدم حضور حزب اعتماد ملي (به عنوان حزبي كه در آغاز فعاليت هاي سياسي خود بوده و هنوز در فاز گسترش تشكيلاتي، اعلام وجود و شناساندن خود در لايه هاي متنوع اجتماع قرار دارد) در ائتلاف اصلاح طلبان و تمايل اين حزب براي شركت در انتخابات با پرچم حزبي نه به معناي وجود اختلاف حل نشدني ميان اين حزب و ساير اصلاح طلبان است و نه بايد آن را به نوعي تكروي، تحدي و يا پيشنهاد وزن كشي در ميان اصلاح طلبان تعبير كرد؛ بلكه تنها علت آن را بايد در عزم جدي دست اندركاران اعتماد ملي براي پايبندي به فرهنگ تحزب نوپاي اعتماد ملي با آرمان هاي بزرگ و اهداف متعالي كه براي آينده حركت اجتماعي خود ترسيم كرده است و با عنايت به ويژگي هاي منحصر به فردي كه ذكر آنها رفت (اعتقاد به عضوگيري گسترده و آزاد، تمايل به فراگير بودن و نفوذ در متن جامعه، گستردگي تشكيلات استاني، اعتقاد به مرام اعتدال و ميانه روي، برخورداري از حمايت اصلاح طلبان شهرستاني، تاكيد بر اصل آموزش سياسي و...) حزبي است كه مي تواند در صورت نيل به افقهاي ترسيم شده، در بسيج افكار عمومي به نفع اصلاح طلبان نقش موثري داشته باشد و از اين رهگذر با پوشاندن يكي از نقطه ضعف هاي شاخص اصلاح طلبان پلي براي ارتباط نخبگان جامعه با قشر متوسط فراهم آورد.
از اين روست كه تصميم حزب اعتماد ملي براي عدم شركت در ائتلاف اصلاح طلبان (دقت شود كه هدف نهايي اعتماد ملي همانند انتخابات شوراي شهر تهران رسيدن به ليست مشترك و همگرايي 100 درصدي است و تنها ادعاي اين حزب شركت در انتخابات زير تابلوي خودش است) به معناي تمايل اين تشكيلات براي تك روي و جدا كردن راه خود از ساير
اصلاح طلبان نبود، بلكه اعتماد ملي معتقد است به منظور رسيدن به اهداف بلند مدت خود براي تبديل شدن به يك حزب قوي و تاثيرگذار مدني كه به طريق اولي تضمين كننده موفقيت جنبش اصلاح طلبي ملت ايران نيز خواهد بود، مي بايست با رويكرد حزب محور و نگاه تشكيلاتي، با نام و تابلو خود در انتخابات حضور پيدا كند تا بتواند ضمن برقرار كردن ارتباط
بهتر با مردم، پايه هاي اعتماد عمومي را در ميان قشرهاي مختلف جامعه و در ميان همه قوميتها و اقليتهاي اين سرزمين مستحكم تر كند.
از ياد نبريم كه هدف اعتماد ملي از اين كار نه رسيدن به پيروزي انفرادي و نه ايجاد دودستگي در ميان اصلاح طلبان است. چرا كه از يك سو تمام تلاش اين حزب رسيدن به حداكثر ائتلاف در ليست هايش با اصلاح طلبان بود و در عمل بر خلاف مدعيان دروغين ائتلاف به وعده خود عمل كرد و از سوي ديگر بر مبناي باور محكم اين حزب به ضرورت انجام كار ريشه اي ولو ديربازده، بزرگترين پيروزي براي اين حزب در اين مقطع نه برنده شدن در انتخابات، بلكه صيانت از نهال نوپاي تحزبي است كه دو سال پيش آن را در كوير خشك توسعه سياسي كاشته است.
نهالي كه در سالهاي آينده ميتواند درخت تنومند، بارده و سايه گستري باشد.
* عضو شوراي حزب اعتماد ملي در منطقه خراسان جنوبي
آنقدر بدنمان آسيب خورده كه اين مسايل براي ما عادي است
دبيركل حزب اعتماد ملي گفت: هنوز براي انتخابات رياست جمهوري تصميمي نگرفتهام و آنچه نهايتا مورد نظر ما خواهد بود، تصميم حزب است. آيت الله مهدي كروبي طي سخناني در اختتاميه نشست دو روزه روساي مناطق حزب اعتماد ملي خطاب به روساي استاني اين حزب اظهار كرد: شرايط سختي داريم و تلاش و كوشش در اين شرايط ارزشمند است. امكانات زيادي نداريم و با هجمههايي كه از گوشه و كنار به ما وارد ميآيد، شرايط نامساعدي داريم اما اين زندگي سياسي طبيعي است و آنقدر بدنمان آسيب خورده كه اين مسايل براي ما عادي است.
وي افزود: شاهد خواهيم بود همان قضيهاي كه در انتخابات رياست جمهوري نهم اتفاق افتاد با شرايطي دشوارتر تكرار ميشود ما اكنون چيزي در اختيار نداريم بايد سخت بايستايم. ممكن است بتوانيم قدرت را به دست بگيريم و ممكن است نتوانيم. من قبل از انتخابات مجلس هشتم گفته بودم كه به هر حال بعد از انتخابات، هم رويش داريم و هم ريزش. به هر حال كار ما يك كار دراز مدت است و بايد يك فكر و انديشه را جا بيندازيم، تا روزي كه جمهوري اسلامي برقرار است و صحبت از راي مردم ميشود و مسوولاني هم سركار هستند كه گرچه به آنها اشكال داريم مورد قبولمان هستند، فعاليتمان را رها نميكنيم زيرا انقلاب متعلق به همه است.
كروبي در ادامه گفت: يك تشكيلات حزبي بايد مستقل تصميم بگيرد البته نبايد اختلافي ميان احزاب اصلاحطلب بيافتد دوستيهايمان به جا خواهد ماند اما توجهمان بايد به حزب و تشكيلات خودمان باشيم نميتوانيم وارد كاري شويم كه نميدانيم آخرش چه ميشود وارد انتخاباتي نميشويم كه نداديم قرار است چه اتفاقي در آن بيافتد حتما بايد با ديگران هم تعامل داشته باشيم اما نبايد كارتشكيلاتي و حزبي را هم فراموش كنيم
آيت الله مهدي كروبي طي سخناني در اختتاميه نشست دو روزه روساي مناطق حزب اعتماد ملي خطاب به روساي استاني اين حزب اظهار كرد: شرايط سختي داريم و تلاش و كوشش در اين شرايط ارزشمند است. امكانات زيادي نداريم و با هجمههايي كه از گوشه و كنار به ما وارد ميآيد، شرايط نامساعدي داريم اما اين زندگي سياسي طبيعي است و آنقدر بدنمان آسيب خورده كه اين مسايل براي ما عادي است.





اعتماد ملي: <متاسفانه به نظر ميرسد بحث اجتهاد در انديشه امام(ره) از سوي برخي به عمد، بد فهميده شد.> اين عبارت بخشي از سخنان حجتالاسلاموالمسلمين سيدحسن خميني بود كه روز گذشته در ديدار اعضاي شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه گيلان عنوان شد. او در اين ديدار با تاكيد بر ضرورت اجتهاد در انديشه امام خميني (ره) گفت: <پيش از اين هم گفته بودم كه بايد به امام و انديشههاي امام به عنوان يك مكتب نگاه شود.>
به گزارش ايسنا و به نقل از واحد خبر جماران، در اين ديدار كه در آستانه برگزاري همايش تبيين انديشههاي سياسي امام خميني(ره) برگزار شد، نوه بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران با گراميداشت روز معلم و ياد و خاطره آيتالله شهيد مرتضي مطهري، به وجود برخي نحلههاي فكري در تاريخ اسلام اشاره و از يكي از آنها يعني از نحله اهل حديث كه تقيد خشك و غيرمجتهدانه را سرلوحه خويش قرار داده بودند، ياد كرد و با اشاره به تداوم تاريخي اين نحله يادآور شد: ميتوان گفت جريان القاعده در جهان امروز بازخورد آن نحلهاي است كه برآمده از تفكر اهل حديث است. اين تفكر ميگويد براي سوالات جديد بايد به دنبال پاسخهاي ازپيشتعيينشده در متون مقدس بگرديم. عدم پذيرش نقش زمان و تاثير دورههاي مختلف زماني در اجتهاد از متون مقدس از مهمترين ويژگيهاي اين تفكر است؛ البته اين جريان مختص اسلام نيست و در ساير اديان هم ديده ميشود. نوه امام در اين باره تصريح كرد: طبعا يكي از آفتهاي اين تفكر جمود و درخودتنيدگي است و ممكن است فيحدنفسه طرفداران پاك و مخلص داشته باشد اما معمولا اين قضايا مدافعاني پيدا ميكند كه نان به نرخ روز خور هستند و كاسه داغتر از آش ميشوند و شروع ميكنند شعارهاي مهمتر از متن دادن. فرزند يادگار امام تصريح كرد: راه مورد نظر ما درباره انديشه امام اين است كه به عنوان كساني كه انديشه امام را بهمثابه انديشههاي حقيقي و متن مقدس انقلاب ميپذيرند در اين انديشه اجتهاد كنيم.
اولا : سال نو را به همه دوستان تبريك مي گوييم واميدواريم كه سال خوبي داشته باشيد. ثانيا: عذر خواهي مي كنيم بخاطر وقفه اي كه در اطلاع رساني حاصل شد كه البته بخشي از ان بخاطر درگير بودن در امر انتخابات و مشغله فراوان دوستان ما در اين خصوص بود و بخشي هم مربوط به نحوه اداره و مديريت سايت بود كه اميدواريم در سال جديد با تغييراتي كه در راس شاخه و مديريت سايت ايجاد شده است شاهد حضور جدي ومستمر واطلاع رساني دقيق و ودر كل بروزرساني اين وبلاگ باشيم . هدف ما تبديل ان به يك سايت به روز وكار امد خبري است كه البته در اين راه به كمك شما عزيزان و هواداران حزب نيازمنديم. مجددا از حضور شما دوستان در شاخه جوانان وهمراهي وهمكاري شما عزيزان را با حزب اعتماد ملي استقبال مي كنيم ومنتظر پيشنهادات و نظرات شما خواهيم بود.
ایام اندوهبار مسلمین و شیعیان جهان
اربعین شهادت سالار شهیدان
رحلت پیامبر گرامی اسلام
و شهادت مظلومانه دو اختر تابناک آسمان ولایت و امامت
کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی(ع) و حضرت امام رضا (ع)
را خدمت حضرت بقیه ا... الاعظم مقام معظم رهبری و عموم ملت ایران تسلیت عرض می نماییم.